می خواهند مهلت بگیرند تا بیشتر مجهز شوند
دو سونامی بزرگ نهم دیماه و 22 بهمن، از فتنه ی هشت ماهه ی انتخابات88 چیزی باقی نگذاشت. اما چرا؛ چیزهائی هنوز باقی است و نباید از آن غفلت کرد.
اکنون به سخنرانی های کسانی که تا این زمان تمام قد در مقابل رهبری ایستاده بودند و تا آخرین تیرهای خود را به اردوگاه انقلاب روانه کردند، نگاه کنید. اینان ضرب راهپیمائی 22 بهمن را حواله ی دشمن خارجی می کنند و مشت محکم مردم را بر سر فتنه گران نمی بینند. اکنون دعوت به مسالمت می کنند. روحیه طرد، حذف و فحاشی را سم مهلك می نامند و از وحدت و مشترکات دم می زنند.
خوب اینها همه حرفهای خوبی است. تشخیص حرف بد ار خوب سخت نیست. اما تشخیص حرف خوبی که حقیقتی را می پوشاند از حرفی که حقیقت را می نمایاند سخت است . حرف خوب زدن برای پوشاندن حقیقت هم کار هر کسی نیست. به همین خاطر امثال کروبی و موسوی زود رسوا می شوند اما کسان دیگری هستند که در هر شرایطی خود را برای آینده ای دیگر حفظ می کنند. کسانی که در این چند ماه وسط ایستادند و به فتنه چشمک زدند و به حقیقت اخم کردند.هر گاه فتنه قدرت نمائی کرد حقیقت را تحقیر کرده و ترساندند و هر گاه حقیقت غلبه کرد به نرمی خود را به آن نزدیک کرده و با حفظ فاصله از فتنه، او را هم از خود راضی نگه داشتند.
اما بعد از فتنه کارهای زیادی باید انجام شود. متهمان به جرمهای بزرگ باید داغ ننگ خیانت به مردم خود را قانونا بر پیشانی خود تحمل کنند تا فردا نگویند ما مجرم نیستیم. کسانی که در اوج فتنه در فکر ضربه زدن به توان کشوربودند در دستگاهها شناسائی و بدون تامل پاکسازی شوند.اینها کسانی هستند که فعلا ساکت می نشینند تا فرصت بعدی. ما یقین کردیم اگر انقلا ب و نظام ضعیف تر می شد این جماعت به زعم خود برای زدن ضربه ی آخر لحظه ای درنگ و ترحم نمی کردند.
اما چه کنیم که ما انقلابی نیستیم. ساده لوحیم و دنبال کسب وجاهت نه در پی انجام تکلیف الهی خویش برای حفظ اسلام. امروز برخلاف کسانی که در پی حفظ اردوگاه فتنه هستند باید سیاست طرد و حذف خائنان از دستگاههای حکومتی بی اغماض انجام شود. باید احزاب و جریانهائی که در ایام فتنه بر این آتش می دمیدند غیر قانونی و منحل شوند. و باید روزنامه ها و نشریاتی که در ایام فتنه، ستون پنجم دشمن بودند تعطیل گردند. باید کسانی که در دانشگاهها و حوزه ها در پی تحریک و فریب دادن دانشجویان و طلاب بودند از صحنه آموزش بر کنار شوند. اگر اینکار را نکنیم روزی پشیمان می شویم. چنانکه در ابتدای انقلاب نکردیم و هزینه هائی بسیار سنگین پرداختیم و چنانکه در کودتای سال 78 اصلاح طلبان نکردیم و ده سال بعد همانها دوباره چون سپاه آفت زای ملخها بر سر مزرعه انقلاب ریختند.
اما چه کنیم که ما انقلابی نیستیم و دنبال درد سر نمی گردیم. راحت طلبیم و از جهاد و مبارزه گریزانیم. مال و زن و فرزند و شغل و مسکن برای ما از خدا و رسول و جهاد در راه خدا محبوب تر است.و چون این چنین هستیم پس آماده ی فتنه ی بعدی باشیم تا امر خدا برسد و امتحان شویم و ریزش کنیم. خدا ما آدمها با این روحیات را تهدید کرده است. اما چه کسی است که به جای ترس از آبرو و جان و مال از خدا بترسد؟
اما نگران نباشید.اینها که خواندید تنها الفاظی است که البته آدمهای هشیار! حق دارند امروز ازآن گریزان باشند. این حرفها را تنها آدمها در خواب ممکن است بنویسند و آدمها در خواب آن را بخوانند. خلاصه جدی نگیرید خبری نیست.
ما اهل عبرت گرفتن نیستیم. برای انجام یک سخنرانی، چهار سال وقایع خونفشان اول انقلاب را مطالعه می کردم و از سوز گدازهای امام و حجم غفلت ها و عافیت طلبیها و ساده لوحی های بسیاری از یاران او حال بدی پیدا کردم. گویا فقط این امام بود که خیلی واضح، دشمن آگاهِ خبیث و با برنامه و دنباله های داخلی او را از مزدوران و فریب خورده ها می دید و دیگران گویا با پرده های غفلت ناشی از گرفتاری در اهواء خود آن تنشها و فراز و نشیب ها را سوء تفاهم می دیدند و برای دشمنی که در پشت خود خنجر پنهان کرده بود آغوش مسالمت و مذاکره می گشودند. در ایام جنگ کردستان در یک صحنه، "هیئت حسن نیت"! را می بینیم- شما را به خدا اسم را نگاه کنید: هیئت حسن نیت!. گویا این حکومت است که باید حسن نیت خود را به ضد انقلاب مسلحی ثابت کند که یک هفته پس از پیروزی انقلاب، آری تنها یک هفته پس از پیروزی انقلاب به پادگان مهاباد حمله می کند و برای گرفتن حق کردها از حکومت هفت روزه ی اسلامی ، توپهاي 105ميليمتري غنیمتی ارتش ضد خلقی! را به كوههاي اطراف می برد و مراكز دولتي را مورد هدف قرارمي دهد- می گفتم این صحنه را تصور کنید: روز دهم آبان 58 و روز عید قربان است. داریوش فروهر نماینده دولت موقت در همان ساعاتی که با عبدالرحمن قاسملو، رئیس جنایتکار حزب دمکرات در حال مذاکره است، 33 نفر از فرزندان مظلوم این ملت از سرباز و درجه دار در سردشت به قربانگاه می روند و به شهادت می رسند. بلاهت را ببینید!
اما تنها این امام بود که هنوز 18 روز از پیروزی انقلاب نگذشته در فیضیه فریاد می زد: "بیدار باشید هشیار باشید مفسده جوها در کمین اند. آنها نخوابیده اند شما هم نباید بخوابید." اما فکر می کنید خفتگان در چه فکری بودند؟
و این امام بود که در مرداد 58 بر همه نهیب زد که: "ما مردم انقلابي نبوديم‚ دولت ما انقلابي نيست‚ ارتش ما انقلابي نيست‚ ژاندارمري ما انقلابي نيست‚ شهرباني ما انقلابي نيست‚ پاسداران ما هم انقلابي نيستند‚ من هم انقلابي نيستم. اگر ما انقلابي بوديم‚ اجازه نمي داديم اينها اظهار وجود كنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام مي كرديم. تمام جبهه ها را ممنوع اعلام مي كرديم...اگر ما از اول كه رژيم فاسد را شكستيم و اين سد بسيار فاسد را خراب كرديم‚ به طور انقلابي عمل كرده بوديم‚ قلم تمام مطبوعات را شكسته بوديم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطيل كرده بوديم و رؤساي آنها را به محاكمه كشيده بوديم و حزب هاي فاسد را ممنوع اعلام كرده بوديم و رؤساي آنها را به سزاي خودشان رسانده بوديم و چوبه هاي دار را در ميدان هاي بزرگ برپا كرده بوديم و مفسدين و فاسدين را درو كرده بوديم‚ اين زحمت ها پيش نمي آمد...ما نمي ترسيم از اينكه در روزنامه هاي سابق‚ در روزنامه هاي خارج از ايران براي ما چيزي بنويسند ما نمي خواهيم وجاهت در ايران در اسلام در خارج از كشور پيدا بكنيم‚ ما مي خواهيم به امر خدا عمل كنيم و خواهيم كرد.مي آيم تهران و رؤسائي كه مسامحه مي كنند‚ با آنها انقلابي عمل مي كنم.اشداء علي الكفار رحماء بينهم. اين توطئه گرها در صف كفار واقع هستند‚ اين توطئه گرها در كردستان و غير آن در صف كفار هستند. با آنها بايد با شدت رفتار كرد. دولت با شدت رفتار كند‚ ژاندارمري با شدت رفتار كند‚ ارتش با شدت رفتار كند. اگر با شدت رفتار نكنند‚ ما با آنها با شدت رفتار مي كنيم. ما با خود همين ها اگر مسامحه بكنند‚ با شدت رفتار مي كنيم. مسامحه حدودي دارد‚ جلب وجاهت حدودي دارد. مصالح مسلمين را نمي گذارند به اين امور از بين برود. دادستان انقلاب موظف است مجلاتي كه بر ضد مسير ملت است و توطئه گر است تمام را توقيف كند و نويسندگان آنها را دعوت كند به دادگاه و محاكمه كند. موظف است كساني كه توطئه مي كنند و اسم حزب روي خودشان مي گذارند‚ رؤساي آنها را بخواهد و آنها را محاكمه كند...مي آيم تهران و رؤسائي كه مسامحه مي كنند‚ با آنها انقلابي عمل مي كنم ... عذرها را كنار بگذاريد‚ برويد فاسدها را سركوبي كنيد‚ برويد توطئه گرها را سركوبي كنيد‚ مسامحه نكنيد. دولت مسامحه نكند‚ ارتش مسامحه نكند‚ ژاندارمري مسامحه نكند‚ پاسداران مسامحه نكنند."
و این تنها امام بود که در شهریور 58 گفت به اینها مهلت ندهید. شهید صدوقی می گوید با آقای طالقانی 8 شهریور پیش امام بودیم. صباغیان وزیر کشور دولت موقت هم آنجا بود امام از کوتاهی ها بسیار ناراحت بود. صباغیان گفت کردها مهلت خواسته اند امام گفت به خدا قسم شما را اغفال می کنند می خواهند از شما مهلت بگیرند تا تدارک ببینند و بیشتر مجهز شوند. مقصود آنها این است که ما را آرام کنند و اگر یک روز هم هست ما دست از جنگ برداریم تا تجهیز قوا کنند و آخرین ضربه را به ما بزنند. من تا اوضاع کردستان آرام نشود آرام نخواهم نشست. خودم شخصا به کردستان خواهم رفت و غائله را خواهم خوابانید.
اما ما چه کردیم؟ نتیجه اش این شد که فرزندان انقلاب را در کردستان تنها و غریب گذاشتیم و گذاشتیم ضد انقلاب در کردستان لانه کند و ریشه های آن تا سال 73-74 هم باقی بماند و حدود 30-40 هزار نفر شهيد وزخمی به علاوه خسارات فراوان غیر قابل محاسبه ی اجتماعی اقتصای فرهنگی امنیتی بین المللی و سیاسی روی دست نظام بگذارد.
و باز امروزهم صحبت از مذاکره و مناظره و هیئت های حسن نیت و وحدت و طرد و حذف نکردن وآشتی است. آشتی و عفو نسبت به کسانی که در خلوت خود نقشه ی براندازی بعدی و کنار گذاشتن نظام ولایت فقیه را می کشند.
بلی اداره حکومت به مردانی غیر از جنس حریر و حلیم نیاز دارد. مردانی سخت تر و سخت تر. آدمها و مسئولان باید آنقدرسخت تر و سخت تر و سخت تر شوند تا برسند به چیزی از جنس پاره های آهن. مردانی چون زبر الحدید و آن وقت است که فرج خواهد رسید.
اما امروز چه می گذرد. اوضاع آنقدر سنگین و متراکم است که رهبری نمی تواند مانند امام فریاد یزند که "بیدار باشید هشیار باشید مفسده جوها در کمین اند. آنها نخوابیده اند شما هم نباید بخوابید."
اوضاع آنقدر سنگین و متراکم است که یاری از یاران رهبری یارای نقل از رهبری را ندارد که مثلا بگوید به دیدار رهبری رفتم و ایشان گفتند به خدا قسم شما را اغفال می کنند. می خواهند از شما مهلت بگیرند تا تدارک ببینند و بیشتر مجهز شوند. مقصود آنها این است که ما را آرام کنند و اگر یک روز هم هست ما دست از جنگ برداریم تا تجهیز قوا کنند و آخرین ضربه را به ما بزنند.
می دانم اگر این مطالب در جامعه منتشر شود متولیان امور بر آن بر می آشوبند. سیاسیون آن را افراطی خواهند نامید. موسسه نشر آثار امام نسبت به خشن نشان دادن امام و نقل مطالب امام به صورت گزینشی اعتراض خواهد کرد. آن آقای متولی تاریخ که در مقاله قبلی" نحات غریق فتنه گران..." به آن پرداختم ،باز نسبت به مشابهت سازی سیاسی تاریخ به افاضه خواهد پرداخت. دوستان ملامت می کنند، خصما تهدید می کنند. گروهی هم این حرفها را خیالات یک خیال زده ی ذهنگرای دور از جامعه افتاده می خوانند. آری فقط بخت با نویسنده است که کسی این خیالبافی ها را در این "چاه بلاگ" مهجور نمی شنود و نمی بیند. پس بگذار این خیال باف ناامید از انقلاب سوم، در جامعه با پنبه دانه ی خیالات خود رشته های کلمات بریسد و با آن پارچه ی تمنا بببافد و جامه ی آرزو به تن واقعیت یخ زده ی گنگِ پریشانِ دنیا زده ی جامعه ای کند که چند وقت یکبار ناگهان با قوتی مهیب و شگفت انگیز بیدار می شود و دشمن خونخوار خود را با قدرت اما فقط چند قدمی به عقب می راند و دو باره به خواب می رود و دشمن را تا نابودی تعقیب نمی کند. بگذار این سایه خیالات در دیواره های این چاه نقش بندد و کام صاحب خود را با آرزویی این چنین شیرین کند که بلی بعد از این فتنه مردم و حکومت متفقا سران فتنه را به محاکمه کشاندند و پس از محکومیتشان رهبری به آنها عفو داد و آنها تا ابد در گوشه ی اجتماع به عنوان آدمهایی بی ارزش و خائن و منفور دور از چشم مردم لباس انزوا پوشیدند و پوسیدند. آدمهای دو پهلو و سه پهلو و چند پهلو نیز از مناصب بالای حکومتی به زیر کشیده شدند و مردم به آنها گفتند شما شایستگی ندارید پس بروید درگوشه ای از رحمت این انقلاب بقیه ی روزگار خودرا بگذرانید.آن وقت این جبهه بندی دروغین چپ و راست و اصولگرا و اصلاح طلب از هم پاشید و جبهه ی انقلاب و ضد انقلاب شفاف شد و آدمهای مذبذب و مردد از مناصب حکومتی و جایگاههای سیاسی و فرهنگی جامعه به کناری رفتند. شور و غوغائی در میان مردم بر پا شد. دوباره امید تشکیل دولت اسلامی با انقلابی واقعی در همه ی دستگاهها ی حکومت در باغستان انقلاب اسلامی شکوفه زد. انقلاب سوم به بار نشست و تشکیل دولت اسلامی شتاب گرفت. مفسدان اقتصادی ، باندهای مافیائی ، پر خورهای کم کار و پر مدعا از گوشه و کنار نظام اقتصادی طرد شدند. انقلابیون شب و روز مانند روزهای اول انقلاب اول اسلامی در حال کار کردن و عرق ریختن شدند، امریکا و غرب از شتاب گرفتن انقلاب و به قول خودشان رادیکالیزه شدن فضای ایران دچار عصبانیت و یاس و سرخودگی شدند. درست مانند انقلاب دوم. پایگاههای فرهنگی و سیاسی و اقتصادی پنهان دشمن در میان دستگاهها ی کشور و در میان نخبه نماها کشف و منهدم شد. مردم و بخصوص محرومان چون اول انقلاب به شوق آمدند. آنها که در این سی سال حسابهای خود را از مال حرام انباشتند ، پولهای خود را به خارج منتقل کرده و سپس خانواده شان را به خارج فرستادند و خودشان هم به آنها پیوستند. در میان مردم همان صفا و صمیمیت و همدلی اول انقلاب شکل گرفت. دولت و مجلس و دستگاه قضائی و حوزه و دانشگاه و همه و همه دست به کار تدوین برنامه های اسلامی و اجرای آن شدند و بهار کشور اسلامی روئید و انقلاب سوم هم به ثمر نشست و نهضت اسلامی خود را برای گامهای شتابناک به سوی آن وعده ی تاریخی یعنی ظهور نور آماده کرد.
بگذار در زمانه بد حالی ها درگوشه ای دور افتاده از یک کوره راه فرعی متروک در آزاد راه های عظیم اطلاعاتی، حرفهائی از جنس خیال بر رشته های دیجیتال نقش بندند. براستی این فضای مجازی هم چه آرامبخش خوبی برای آدمهای جدا مانده و عقب افتاده از اجتماع می تواند باشد.

